خودم همه چی و خراب کردم
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
اینکه حالم خرابه اینکه تنهام خستم و داغون و ناامید؛ مقصر اصلی خودمم!نباید به حرفشون گوش میدادم نباید اینجوری میشد ولی، گوش دادم و اینجوری شد... از همه بیزارم و بیشتر از خودم... فقط امیدوارم کسی نفهمه و به خوشی تموم شه... هیچوقت از زندگی لذت نبردم چون حرف گوش دادم به بقیه و گند زدم به همه چی... خدایا
درست میشه؟
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
کجام؟
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
نمیدونم دقیقا حتی چ حالی دارم! اصلا نمیدونم کجای این دنیا و زندگیم! لعنت به این حس و حال ... _______________________________________________________ پ.ن:وقتی نازت خریدار نداره،ناز نکن:)باتشکر!(با خودم عستم:دی) + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:36 توسط گذرنده
حس نامعلوم
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
نمیدونم این حس و کسی تجربه کرده؟به نظرم شاید همه... یه حسیه که دلگیر میشی بی دلیل... البته که بدبختی های من زیادن و چیزی که دارم دلیل واسه دلگیری!... ولی این حس دلگیری که الان سراغمه،نمیدونم چجوریه؟دلشورست؟دلهره؟استرس؟نمی دونم! + نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 4:1 توسط گذرنده
لذت بردن
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
ممکنه فقط چن لحظه دیگه وقت واسه زندگی داشته باشن و اونوقت همه امیدم شده اینکه فلان روز،فلان اتفاق برام بیفته تا خوشحال و خوشبخت باشم!... خب وقتی از زمان حالم درست استفاده نکنم و لذتی نبرم،اونوقت شاید اصلا به اون نقطه تو آینده هم نرسم! پس یاد بگسرم که لذت ببرم از اتفاقا تا تحملشون راحت تر باشه و تحت
محال من
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
خیلی خستم خدایا... از همه دنیا دلم گرفته... گرفته اونقد که هیچی خوبم نمیکنه و روز به روز بدتر میشم و نمیفهمم چقد حالم بده اصن نمیدونم دارم چی بنویسم... خیلی خستم و دلگیر ای کاش میشد که دلم اینقد نگیره ای کاش زندگیم روال عادی خودشو داشت و ... ای کاش زندگیم یه جوری بود و شرایط مالیم جوری بود که میشد ا
سردرگمم
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
امیدوارم اتفاق خوبی که دوس دارم،واسم بیفته و خدا بهم لطف کنه و این یه بار دست رد بهم نزنه... نمیدونم چقد آزار و اذیتش کردم با کارام،که گریه هام دلشو نمیسوزونه!بالاخره خداست.از هیشکی انتظار نداشته باشم،ازش که باید انتظار داشته باشم!ولی خدایا درسته گاهی میگم که ازت ندارم ولی دارم...چی میشه فقط اگه میش
لعنت به امروز و فردا کردن
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
اصلا نرسیدم به اون کاری که قرار بود انجام بدم! امیدوارم که دیر نشه و خیریتی توش باشه... __________________________________________ دلم یه حال خوش میخواد!اصلاااااا دلخوشی نداللللم:( + نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 3:23 توسط گذرنده
این عشق مسخره!
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 10:27
اصلنم دوسش ندااااارم:) باور کن! شاید یه روزی دلم میخواست کنارش باشم ولی الان دلم نمیخوادش! هوس نبوده،فقط به درد هم نمیخوریم؛آره دو دو تا چارتا کردم و دیدم نه،اونی نیست که من دلم بخواد و بتونه حالمو خوب کنه...اون نمیتونه باهام کنار بیاد و بهتره بیخی شم و ول کن این عشق مسخره... امیدوارم اونم من و نخوا